• پاتریس
  • X
    تبلیغات
    رایتل

    Lovely Melody
    ملودی زندگی زیباست 
    قالب وبلاگ

    اوایل فکر میکردم که شاید اونقدر زندگی بهم سخت بگیره که مجبور بشم مجددا با پدر بچه ها شروع کنم اما هر بار با سختیهای بیشتر نه تنها به این فکر نیفتادم بلکه دور و دورتر شدم و دیگه دلم براش تنگ نشد. شاید یه دلیلش هم این بود که اطرافیان اونقدر منو باور داشتن و به تواناییهام ایمان داشتن که باعث شد از تصمیمی که گرفتم برنگردم. البته که حمایت دولت از من و بچه ها عامل بزرگی در ادامه این راه بود و هست. شاید اگه ایران بودم و شرایط جور دیگه ای بود برام سختر میشد البته که باز هم جدا میشدم ولی مشکلاتم بیشتر میبود.


    بگذریم....


    دایم دوستام میگفتن که نباید تنها باشم و یه کسی رو باید پیدا کنم که روحیه م عوض بشه. بر خلاف خیلی از خانمها که بی اعتماد میشن من این حس رو نداشتم و ندارم چون درست نیست که فکر کنیم قراره سرمون کلاه بره و یا ازمون سوء استفاده بشه چون من به عنوان یه زن 35 ساله و مادر دوتا بچه اونقدری تجربه و عقل دارم که این اتفاقات برام نیفته.

    فکر میکنم که فقط باید تو انتخابم دقت کنم و بر اساس واقعیت موجود زندگیم و سنم کسی رو پیدا کنم. حساسیت زیاد هم درست نیست چون فقط ذره بینی که دستم میگیرم بزرگتر میشه و تعداد انتخاب ها محدودتر. 


    نه خواستگاری در کاره و نه من قصد ازدواج مجدد دارم میخوام ادامه تحصیل بدم


    کما بیش موردهایی پیش اومده ولی من با تنهایی فعلا اوکی هستم اما اگه کسی که خصوصیات اخلاقیش بهم نزدیک باشه و بینمون اتوماتیک کلیلک مغزی و احساسی بخوره حتما استقبال خواهم کرد. واهمه ای هم از عنوان کردنش ندارم چون حق منه که با کسی باشم که باعث شادی من بشه و دایم بهم استرس نده.


    حتی به پدر بچه ها هم گفتم که هر زمانی با هر کسی که دوست داشت میتونه وارد رابطه بشه که فکر میکنم این اواخر با کسی آشنا شده .براش خوشحالم چون اونم حق داره شاد باشه و از زندگیش لذت ببره.


    ادامه دارد .....




    [ سه‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ صاحب این ذهن ]
    .: Weblog Themes By SibTheme :.

    آمار سایت
    تعداد بازدید ها: 255164